[ad_1]

ما موجودات عادت; و هنگامی که ما قبول خاص و مفهوم گفتار ما قبول آن را کاملا و بدون هیچ شرطی. اما پذیرش ما است که همیشه در گام با استدلال در عزم ما. با توجه به وبستر حقیقت و واقعیت ذاتی همان معنی; با این حال یک کلمه مطالعه خواهد افتراق بین درک ما از ‘ضمنی حضور’ و نسبی ماهیت زمان و فضا; تجزیه و تحلیل از ما تاخیر در درک ثابت خواهد کرد که تفاوت بین ادراک از آنچه ما فکر می کنم ما بلافاصله برخورد و به یاد گذشته زندگی فکری در حال حاضر مواجه می شوند: مستقیم و بی واسطه اعمال شده توسط ما حساس حساسیت تحقق تاخیر در قاب زمان.

مشهور دانشمند Jastrow پیشنهاد بسیار روشنگری سوال در مورد بهترین مشاهدات علمی نشان می دهد فضا و زمان شروع شد و حدود 15 میلیارد سال پیش و به عنوان پل دیویس گفت: (یکی دیگر از مشهور) تاثیر شروع جهان است ‘قادر به فراتر از فضا-زمان و سلول های نسبیتی علیت.’ بنابراین اگر علم به نظر می رسد نشان می دهد جهان مبدا به فراتر از فضا و زمان و قوانین طبیعت که در آن ما پیدا کردن چنین ‘تاثیر’?

در واقع پاسخ این است که حتی سخت تر و دست نیافتنی تر از این سوال! اگر زمین تخمین زده می شود تنها 5 میلیارد سال سن و چرخش آن نشان می دهد یک مفهوم زمان پس چگونه می تواند یک “متفکر’ پیشنهاد زمان برای شروع 15 میلیارد سال قبل از برخی مشاغل بشر اندازه گیری چرخش زمین و پیشنهاد آن به نمایندگی از فاصله جهانی افزایش? ده میلیارد یا چیزی دیگر رخ داده است قبل از اندازه گیری فرموله شد! آنها چه بودند قبل از ما اختراع زمان بازه ؟ و با چه اندازه ما نسبت به ‘اصل پیدایش انسان در وسعت فضا-زمان ؟ چنین پرسش ها ‘تاثیر’ ما تمایل به ارتباط علم و دین به یک توافق هماهنگی در کنار دین و در نتیجه سرمایه گذاری بر روی آن مفهوم. اما مفهوم واقعی به عنوان یک اندازه گیری از حرکت در گوشه ای دور از جهان است بر اساس چشم انداز تعصب و نه فیزیک و نه متافیزیک دیدگاه ارائه شواهد قانع کننده ای در صحت و نفوذ خود را! ما می دانیم یا نفوذ تنها در نگاه به گذشته. در ادراک زمان-پاساژ یا وجود در زمان-فضا ’14’ یا ’15’ میلیارد سال نوری بازتابی از یک کهکشان دور را نشان میدهد تفاوت بین حقیقت و واقعیت است.

ما فکر می کنم ما در حال زندگی می کنند اما انسان نمی تواند زندگی می کنند در چنین درک اما باید همیشه وجود داشته باشد الحسین حساس به ادراک یک واقعیت ذات است. ما فکر می کنم ما زندگی می کنند در واقعیت اما تنها می تواند احضار شناختی درک برای ما حساسیت یک ضمنی حضور. همه چیز ما دیدن, شنیدن, طعم, بو, احساس, و یا در غیر این صورت معنا این است که شناختی پس از بروز در فضا-زمان سهم. آن می تواند تاریخی و به یاد تنها و نسبت به فضا-زمان-نور ریاضی متفاوت!

مثال: نور از یک کهکشان دور نیاز به 15 میلیارد سال نوری برای سفر به درک ما است. در شیوه ای مانند گیاه گلدان نوسانی در آن افسار سی پا دور مستلزم نسبی مقدار فضا-زمان به منعکس کننده به آگاهی ما. که فرآیندهای ثابت نسبی گذشت زمان از هر رویداد به ما پذیرش, پذیرش ما دیر به این رویداد است. به عنوان با تمام حواس ما دریافت ادراک دیر به این رویداد است. این ورزش ساده ثابت می کند ‘واقعیت’ به یک رویداد تاریخی و ‘واقعیت’ به نمایندگی از تنها یک ضمنی حضور. در نتیجه: ما نه در حال زندگی می کنند; ما نمی توانیم در حال زندگی می کنند. روان ما اثر کافی است تا ما را به حال حاضر ما تنها می تواند فکر می کنم ما باید کل آگاهی است. در کلمات مشهور فیلسوف دکارت: “من فکر می کنم پس من هستم.” و یکی دیگر از فیلسوف بزرگ سارتر توصیف اگزیستانسیالیسم ” به عنوان انسان گرایش به مطابقت خود را در نقش بیشتر به نفع خود شیفته ارزش در واقعیت و واقعیت است. عادت انسان circumvents حقیقت در علم و معنوی معانی مردد برای نظر و مصالحه استفاده از کلمه و در نتیجه فریب خود را از ماهیت واقعی.

در علاوه بر این به مطالعه فیزیک, متافیزیک است که همیشه زمینه ای مطالعه جذاب و پر از شگفتی در جهان فیزیک. ما اکنون می دانیم واقعیت ‘ و ‘واقعیت’ به مراتب متفاوت تر از اولین پیشنهاد. و هنگامی که ما می گویند ‘جذاب’ به عنوان آن ممکن است مربوط به متافیزیک شگفتی ما می دانیم که آن درست باشد; در حال حاضر ما می دانیم ‘ده سنین’ به عنوان حد به کتاب مقدس در قاب زمان مهم ترین سهم به وجود می آیند از اخیر مقدس معادشناسی – یکی دیگر از تصور غلط از زمان و فضا است.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *