[ad_1]

این است که چگونه من به یاد داشته باشید هلن Martins. مغ و جغد خانه خود را tethers یدک کش مانند شعله در رگ و ریشه دل و من تعجب می کنم که در مورد او زخم او نازکن جادویی شفا او همیشه آماده خوشمزه, گرم, کیک برای دوستان که مددکار اجتماعی است که Fugard صحبت بسیار است. آنچه من کاین او را برای مدت طولانی; یک عمر و پس از آن او تا به حال برای رفتن و مردن هنوز خیلی جوان جنگ مناسب است ؟ اوه خودکشی یک دختر بی کس, تنها راه برای رفتن است. آن را انجام نمی, من می گفته اند و او می توانست به من نگاه کرد. ما چشمان من تصور را متصل راه سفید نور خورشید متصل با زاویه و گوشه سایه از مبلمان در مقابل دیوار در برابر پانل در برابر پانل و کابینت در فصل تابستان بعد از ظهر و پس از آن من می خواهم که درک انگیزه های او به قصد پشت آن همه رمز و راز طلسم که ‘آن’, خودکشی بازیگران بودند او را بیش از زندگی خود را کار می کنند و من سرگردان را از طریق او به خانه من می تواند احساس حضور او.

من فکر نمی کنم او ناپایدار است. او نمی امد و شد زیاد من با بیداری افکار آنجا که بدن او با شکوه و کار خود را ‘هنر’ می کند; اگر من می توانم آن را که. نویسندگان نوشتن شاعران از دست دادن خود را در ترجمه فلاسفه که مطرح به عنوان دانشگاهیان در طول روز intellectualise بحث بر شراب و سوشی تا ساعات اولیه صبح است. هنگامی که به او می دانم که او جست و خیز کردن بود که او آمده بود به پیشنهاد این جهان بی رحمانه adieu در بدترین راه ممکن است ؟ که او را در بر داشت با او داخل خورده میشه ؟ من به عنوان خوانده شده Fugard این جاده به مکه. من حسادت بود. حسادت و نامردی در مهم خون از هر نویسنده و آن را به سادگی نمی جوش دور به ضعف داغ منطقه عزادار نیستی بی مهارت از بیت ها و قطعه مانند خرد پاییز برگ های مرده در مرکز برافروخته کف دست خود را. هلن مکه بازیگران خود طلسم من است. به من این احساس جادویی. عشق طلسم راه اندازی به زبان مسیرهای از یک متخاصم بخش اعصاب و اضطراب به لطفا مانند یک کودک با اندام, چشم, نرم, شیرین, بوی تافتز از مو و یک لبخند یک عروسک امکانات و در عین حال یک طلسم که خالی جلو به راحتی در آن blankness به عنوان اگر آن را خالص مانند یک جام از شراب ربانی و همچنین یک طلسم که املای, ‘وفادار به عنوان یک بنده خدا مرد از پارچه’.

او Fugard به نظر می رسید به سادگی غیر ممکن است در راه است که آیا عدالت به هلن های ناامن کمی خوار پرنده ترس از جهان خارج; هلن های خارجی در راه من می دانستم که من می تواند هرگز به خاطر من نیست ‘قلاب’, “طعمه” اما ماهیگیری برای کسب اطلاعات ما حس مشتاق ما قدرت خود را از مشاهده رفتار انسان چیزی است که نویسندگان و شاعران بهترین می دانم که ما نوشیدن قهوه ما دم گلدان چای رشد قوز پشت خم ما باستان کامپیوتر. چگونه او هلن بود که پس از نا امنی بعد از همه ساخت که دیوار اطراف ، چگونه او رویکرد هر موضوع هر پروژه به عنوان یک تکلیف دارد ؟ او هنوز احساس گرما در اتاق خواب خود را از انسان های دیگر? این شرکت از مرده او شوهر خود را روزانه مراسم با صبحانه, گرم, کره, toasts, وعده های غذایی که بیرون آمد از قوطی غذاهای فرآوری شده است که می تواند به راحتی گرم می شود و با نان خورده مانند pilchards یا ساردین. آنها احتمالا imbibed نوشیدنی های گرم در طول روز; شیر گرم در زمان خواب ولرم چای هنگامی که آن را به نام, برای, طعم تلخ قهوه با زمینه در پایین فنجان در صبح است. من فکر می کنم او تا به حال اگاهی او را در زندگی و حتی در مرگ و در او هدیه ای است که او را به جهان بود و این روش در جنون.

آیا این تجلی که به زندگی او به عنوان یک عارف; prophetess محدود برای مصلوب شدن و رستاخیز با خود او را کفن تورین خدای ناکرده آنها را به زندگی می آیند تحت جاسوس نوک انگشتان به او می آیند از بالا, بهشت -, فرستاده, به عنوان طبیعی به عنوان شب و روز ؟ آنها فرشته گفتارها زمزمه در گوش او در حالی که او slumbered او به عنوان تبدیل در خواب چرخاندن ورق های بین پاهای او را تا زمانی که در نهایت او خواب تا سپیده دم و یا آنها را از توهم ناشی از جدا, چشم انداز های بی ثمر روستا که احاطه او بیابان از او رفتار ضد اجتماعی از خود ساخت و ناشی از ذهن یک زن به آرامی رفتن دیوانه, از دست دادن حس مشترک که فاقد ناب فقرات از چه ساخته شده به زبان انگلیسی لیبرال-فکر بنابراین سازمان یافته در گروه خود و یا فعالیت های ورزشی مانند تنیس برای مثال کریکت یا چای بالا; فعالیت هایی که مورد نیاز تیم و دار و دسته به طوری رسمی حتی در بازی های خود افتخار فرزندان است که به دنبال در قدم به قدم تولیدی در جهان از خود ساخت که تا حدودی خودخواه خود جذب نمی استقبال و دوستانه به مردم آنها در نظر گرفته شود نه یک شریک مناسب در آب و هوا; بسیار نجیبانه بودند و محافظه کار خود را گسترده و چشم انداز در زندگی است. زمانی که من به عنوان خوانده شده چگونه مردم را به زندگی خود را به دست خود من تعجب می کنم چه اتفاقی خواهد افتاد اگر وجود دارد خواهد بود هر رکورد قابل توجهی از اثبات از زندگی خود را در اینجا بر روی زمین است. در پایان, آن را واقعا مهم به آنها من سوال بله شاید من قاضی اقدامات خود را شدت و سرعت بیش از حد اما برای من مهم نیست چون من به ارمغان آورد که راه به این باور است که وجود دارد چیزی است مقدس و خداگونه در مورد خود و روح خود و روح خود را جسمی و روحی بدن و به چه چیزی تعلق ندارد از صمیم قلب به شما و سرقت است و هیچ چیز قشنگ در مورد گرفتار شدن پس از عمل. اگر تنها من تصور مردم که تلو تلو خوردن در سراسر نفوذ به جایی که مرحوم میسازد بدن مرتب در مرگ پیدا شکننده موجود به عنوان اگر چرت و استراحت در صورت تشکیل شده, هنوز, هیچ چیز بی مورد جز سکوت در اتاق که در آن تاسف نافرمانی از آرام ناامیدی گرفته شده بود هر کس بدون دانش.

اگر فقط من تا به حال آمده دیر نیست گفت: این گفت که در یک لحظه زمانی که تمام افکار من متمرکز شد کاملا شاید اگر من تا به حال سرعت عمل اما افسردگی است که هر دو معنی روحیه و طولانی مدت رنج می برند و هیچ راه فرار وجود دارد که اگر از آن است که از نسلی به نسل ذاتی بسیار زنانه زن مستعد ابتلا به طغیان عاطفی, هیجان بداخلاقی حملات هراس سودا کامپیوتر خود دارو با مسکن ها و معجون دم با گیاهان دارویی و بی رنگ ، زندگی بسیاری از افراد در ایالات تغییر یافته از ذهن زمانی که چیزی از سانحه به آنها اتفاق افتاده است. اکثر مردم فکر می کنم که درمان می تواند به آنها کمک کند با این. نشسته چهره به چهره با کسی که مورد مطالعه آفات از ذهن برای سال ها و سال آنها لخت عمیق ترین تاریک ترین اسرار روح خود را و سپس ترک رها احساس به عنوان اگر آنها را درست انجام داده اند چیزی نجیب. آنها فکر می کنم آنها را پیدا کردن پاسخ خود روح است که به دنبال یک بار در هفته جاری گاهی برای چندین سال و یا به صورت طبیعی خود زندگی است. آنها برای پیدا کردن کسی که آنها احساس می کنید مناسب است, کسی, مادرانه پدرانه یا کسی جوان که آنها را به یاد یک دوست و کسی که آنها را از دست داده و یا کسانی که حتی آنها را به یاد فرزندان خود را و یا یک جایگزین برای آن وجود ندارد و پدر و مادر خود را از دوران کودکی و نوجوانی و جوان, بزرگسالان زندگی است. اما من واقعا نوشتن این مورد هلن مارتینز و برای او در دفاع از او و زندگی او زندگی می کردند. برخی از مردم فقط نمی تواند کمک به ساخت امواج و ناقص آنها بیشتر از آنها می تواند به توقف ساخت امواج. شاید او در بر داشت که پاسخ او به دنبال برای, ظریف راه حل های او گاهی مانند دانشمندان یا ریاضیدانان گاهی در کار خود در هنر مجسمه های او دوستی اش. من می خواستم برای ایجاد حس تفکر او. چه بود آن را در داخل سر خود را که او, تیک insatiably پشت چشمان او که او را ببینید که دقیقا چه چیزی او را بارور گل گل از او ناخودآگاه گفتن او را به انجام مایل به انجام آگاهانه وجدان همواره کارآمد و در یک زمان بدون اطلاع به جهان در مقیاس بزرگ در حالی که او هنوز زنده بود. در مرگ او جان سالم به در آن همه است که او نمی تواند در زندگی و در عین حال او هنوز هم به عنوان یک زن ساخته شده از پوست و استخوان; استخوان-زن بی ریخت, سکس در شاهراه مانند بچه گربه ها غرق شده در یک کیسه; ویژگی های خود مانند یک sandscape باز کردن و بستن که از طریق آن آب دریا نشت. شهدا ساخته شده از این.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *