[ad_1]

به عنوان من gazed بر بی انتها آسمان حواس من بیدار شد به عطر لاجوردی کمال است. طعم زرد ابرها enlivened من چشم ذهن. راه رفتن را از طریق اتاق های مختلف از استعاره می بینم بازیگران خاطرات و تجلی آنها را جمع آوری به بازی کردن کیهانی خود را درام. اکثر دوستانه هستند; برخی از آنها در حال پنهان کردن هدف واقعی خود.

احساس آشنایی طنین انداز در سراسر. در این محل من احساس گرم و امن و بدون مراقبت و نگرانی. یک رابطه آرمانی طراحی و احساس در این محل من را معطل برای دو هفته یا بیشتر طول بکشد. اما چیزهایی که احساس بیش از حد خوب است. نبوی کلمات نشأت گرفته از منبع نامعلومی مبدا. مصوبات صدای این وکیل اعتراض به برخورد وحشتناک نسبت. سقف این دنیا زده سیاه و سفید با عذاب و foreshadow بیشتر بد آمده است. من آرامش است برای رد و بدل وحشت. قلب من غرق به من نگاه به خورشید برای دیدن اگر آن را هنوز هم آویزان در آسمان است. من نمی توانم آن را پیدا کنید و مجموع همه ترس من در حال آشکار شدن بی امان آهنگ قو. فقط از طریق رقیق می بینم دلتنگ روشنایی شخصیت در یک فانوس دریایی از نور است. آن خورشید است. Fixating ذهن من که در یک نقطه تمام ترس ها ریشه کن کرد. این جهان یک بار دیگر بازگشت به شکوه و درخشش به عنوان hope springs دوباره درون من.

باور کنید یا نه, این یک رویا است که من تا به حال یک شب تا چندی پیش. آن را کاملا ترسناک! با توجه به کامل و مطلق معاندت من به ندرت از خواب بیدار از کابوس. به ناچار من صرف بیشتر از روز بعد از یکی از این رویاها در تفکر. من همیشه در تلاش برای کشف کردن آنچه که آشکار خود را از طریق ناخودآگاه من و تراوش aimlessly از در به زیبایی من و بقیه (که در حال حاضر شما باید نمیفهمد که من نیاز به یک معامله بزرگ از آن). من معمولا بسیار خوبی در افشای دشوار زمین از من dreamscapes اما در این ماجرا خاص من کوتاه آمد. پس به نفع کسی امیدوارم بهره از من متعالی تعطیلات آن را در بر داشت راه خود را به این نسخه از خبرنامه. من باید برخی از ایده های در مورد درس درگیر در اینجا.

در بسیاری از مواقع در این زندگی ما متصل کردن همراه و همه چیز فقط بزرگ است. ما باید این کار ما می خواهیم ما باید رابطه ما می خواهند و ما باید تمام اموال مادی ما می خواهیم. سپس یک روز البته از طریق خود ما عدم قضاوت و یا شرایطی که ما را احاطه کرده است, همه چیز فقط رفتن نیست راه ما. از آن گذشته ممکن برای یک دوره از زمان, اما آن را واقعا می اندازد چوبی کفش به ماشین غول پیکر. این پدیده که افسار ما را به فکر ما می تواند گاهی اوقات احساس می کنید درست مثل این رویا برای من بود. این بسیار آسان است به از دست دادن بینایی است که یک نقطه در زندگی ما است که باعث می شود یک تفاوت. مطمئن باشید ما می توانیم پیدا کردن راه ما دوباره. آن را به عنوان نا امید کننده به نظر می رسد گاهی اوقات. همیشه یک راه وجود دارد. نگاهی به تمرینات خود را و زندگی خود را. این سوال از خود بپرسید: “من تا زمانی که آن را نشانی از رفتن نیست راه من و یا من می خواهم به نگه داشتن رفتن به جلو باقی می ماند و نامحدود در رویکرد من به همه چیز؟” شما همیشه نمی توانید انتخاب کنید چه چیزی برای شما اتفاق می افتد اما شما می توانید انتخاب کنید که چگونه شما مقابله با آن است.

اگر ما تمرین نگه داشتن یک ذهن غیر پیوست و سپس ما می توانیم به همه چیز نگاه از طریق چشم از طرفی. یکی از نقل قول های مورد علاقه از یک فیلم این است که “سعی کنید به خم کردن قاشق به جای درک حقیقت است.” “حقیقت؟” “وجود دارد هیچ قاشق. سپس شما را پیدا خواهد کرد آن است که این قاشق که خم آن است که تنها خودتان است.” این نقل قول از ماتریس. من شرط می بندم شما هرگز حدس زده که آن این است که من فیلم های مورد علاقه در تمام دوران است. در این نقطه در این فیلم شخصیت اصلی مبارزه با برخی از همان احساسات است که ما در حال صحبت کردن در مورد. احساس از دست داد و به عنوان اگر او شکست خورده است, یک پسر کوچک ارائه می دهد او در این مشاوره. من می دانم که آن را به نظر می رسد تا حدودی کلیشه اما خم خودمان را در اطراف موقعیت به جای گرفتن خم می تواند تمام تفاوت در چگونه ما به چیزهایی که در اطراف ما. یک شات بدهید, پیدا کردن نقطه کانونی خود را و حرکت به سوی آن را بدون شکست است. این شگفت انگیز است, شما ممکن است دریابید که ابرهای تیره و آفتاب می آید درخشان را از طریق یک بار دیگر.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *